مرتضى مطهرى
599
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
حال اگر از ما بپرسند : زندگى گنجشكها براساس مالكيت اشتراكى است يا بر اساس مالكيت اختصاصى ؟ [ مىگوييم ] براساس هيچ كدام ، گله وار زندگى مىكنند . مىبينيم هميشه يك دسته گنجشك با همديگر حركت مىكنند مىروند صحرا و با همديگر برمىگردند . و خيلى از مرغها اين طورند ؛ صبح گرسنه از لانه هايشان حركت مىكنند و تا شب مشغول جمع آورى دانه هستند ، شب با شكمهاى سير برمىگردند و به لانه هايشان مىروند . موضوعى نيست براى اينكه مالكيت اينها به صورت اشتراكى باشد يا به صورت انفرادى . در يك وقتى هم كه بشر به اين شكل زندگى مىكرده ، اگر گله وار زندگى مىكرده دنبال صيد و امثال آن بوده يا از علفهاى بيابان و يا از ميوههاى جنگل استفاده مىكرده است . احياناً با هم زندگى مىكردهاند اما مثل گوسفندان كه به چرا مىروند . گوسفندها كه به چرا مىروند نه مالكيت اختصاصى دارند نه مالكيت اشتراكى . اين زندگى ، زندگى مرغان مىشود . - اين احساس در انسان بوده كه من مىتوانم اين چيزى را كه او به دست آورده از او بگيرم و صاحب شوم . استاد : اگر احساس هم باشد به صورت يك امر بالقوّه موجود است نه به صورت يك امر بالفعل . وقتى كه موضوعش در كار نباشد ، ما نمىتوانيم بحث را در اين جهت مطرح كنيم . اين بحث روى انسان است . مىخواهم بگويم وقتى كه زندگى به اين شكل باشد آن احساس نمىتواند بالفعل باشد . اگر زندگى در اين حد باشد ( حدهاى ديگرش را هم عرض مىكنم ) و اگر انسانها در يك زمانهايى و در يك جاهايى زندگىشان به اين شكل بوده كه صبح گرسنه از خوابگاه و غارشان بيرون مىآمدهاند و دنبال روزى خوردن بودهاند و شام برمىگشتهاند ، حداكثر فقط اين بوده كه براى فرزندان خودشان هم [ غذا ] تهيه مىكردهاند يعنى همان كارى كه حيوانات هم به حسب غريزه مىكنند ( حيوان حداكثر كارى كه براى غير خود مىكند همان مقدارى است كه براى فرزند خودش مىكند ) اين اشتراك شبيه اشتراك مرغان است ولى مالكيتِ اشتراكى نيست ؛ يك نوع اشتراك زندگى هست اما مالكيت اشتراكى نيست . آخر چيزى در بين نيست كه بخواهد بگويد من مالك باشم يا تو مالك باشى ، همه براى چريدن به صحرا مىرفتند و برمىگشتند . نوع ديگر اشتراك را بايد اشتراك گرگان ناميد . آن اگر اشتراك مرغان بود اين اشتراك گرگان است . اين مقدار حس در حيوانات پيشرفته و لااقل باهوشتر هست كه كار اشتراكى كه به نفع همه انجام مىگيرد باشد . گرگها براى اينكه گوسفند را از گله بگيرند گروه تشكيل مىدهند ، يعنى اين حيوان به حسب غريزه مىفهمد كه اگر تنها به گله بزند از شر چوپان و سگهاى گله در امان نيست .